رومان سکسي بهشت | زد هوم

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » رومان سکسي بهشت

رومان سکسي بهشت

رومان سکسي بهشت
 
‎23 جولای 2010 … ازتجسم پوزیشن سکسی که امشب اونها باهم خواهندداشت کیرم داشت شق میکرد…… https://beautyshining.wordpress.com/2010/…/داستان-بهشت-قسمت-دهم/دوست داشتم ببینم اولین کاری که موقع ورودبه اتاق خواب باهم انجام میدن چیه؟…..
وپرستو چطوری خودشو به محسن عرضه میکنه؟…. ومحسن سکسشو از کجا شروع میکنه؟
……… برام خیلی جالبه….. دلم میخواست به نحوی محرمانه و درخلوت ازاونها فیلم …
 
‎23 جولای 2010 … بعد ازاینکه محسن وپرستو رفتن توی اتاق به منیر گفتم منیرجون این شوهرت عجب https://beautyshining.wordpress.com/category/رمان-بهشت/قدرت جنسی داره !… منکه بریدم …. حالا خیلی که زور بزنم یک یا حداکثر دوباردیگه
بتونم امشب باتویاپرستو سکس داشته باشم!…. اونم چون محسن جلوی … Continue
reading →. Posted in رمان بهشت | Leave a comment …
 
‎23 جولای 2010 … آخه من دوست دارم چهارنفری باهم باشیم وحضوری سکس داشته باشیم…. چون خیلی از این https://beautyshining.wordpress.com/2010/…/داستان-بهشت-قسمت-نهم/کارخوشم میاد و لذت میبرم …. اصلاً میدونی چیه؟…. من وپرستو این برنامه رابرای این
ردیف کردیم که سکس حضوری داشته باشیم…… البته بعداً ودر شبهای آتی برنامه را دو
نفری ترتیب میدیم تا بیشتر لذت ببریم………… محسن …
 
‎23 جولای 2010 … یعنی کارهای سکسی دیشب واقعیت داشته؟!…. دوست داشتم پرستوبیداربود وازش https://beautyshining.wordpress.com/…/داستان-یهشت-قسمت-هفتم/میپرسیدم! …. دستی به موهای طلا ئیش کشیدم وآرام پشت گردنشو بوسیدم…….
پرستوباآرامی چشماهای شهلا وزیبایش راباز کردولبخندی زد…… پرسید ساعت چنده…
گفتم ده…… گفت زود پاشدی……. وسریع صورتشولای دستاش مخفی کرد.
 
‎23 جولای 2010 … پراز آبمنی پرستوجاکنه…….. بااین حرکت لنبرای کون پرستوژله ائی تکون میخورد https://beautyshining.wordpress.com/…/داستان-بهشت-قسمت-ششم/و….آخ.. واوخ ..هردوشون دراومده بود……. یکباره دیگه پرستوجیغ کشیداوصدای مامان
جونش میزد!!………. برای اولین باربودکه باصدای بلندوخیلی سکسی مامان جون ….
مامان جون میکرد…. محسن هم باقدرت تمام خودشومیکوبید روکون پرستوو…
 
‎23 جولای 2010 … سکس داشتن دعوت کنی وچون هنوز مزه کون پرستوزیر کیرشونه از خدا خواسته وقتی هم https://beautyshining.wordpress.com/…/داستان-بهشت-قسمت-هشتم/باخانماشون اومدن اینجاباهم عوض کنید!… نمیدونی آدم چه حالی میکنه…. براتو هرشب یک
کوس وکون تازه وبرا پرستو یه مرد جدید با پوزیشن وسکس جدید!!…. هردوتون حال
میکنید … دوست داشتی چهارنفری تو یک اتاق .. دوست نداشتی … جدا .
 
‎این داستان یه کم طولانیه.سی قسمته. بسیار بسیار زیبا و بی نظیره.پیشنهاد میکنم https://www.looti.net/12_598_1.htmlتا آخر دنبالش کنید بهشت – قسمت اول تقريباء دوسال ازازدواج من وپرستو گذشته بود
… بردن ديوانه وارمنوهنگام گائيدنش ميبينه همواره وباطيب خاطرابتدابانمايش رقص
کون وياپوشيدن انواع شورتهاي سکسي وتکون دادن لنبراي ژله ايش ، کارراشروع ميکنه

 
‎20 سپتامبر … معصومه گفت اگه بامن باشی به هیچکی نمیگم منم گفتم باشه از اونجایی که معصومه hotgram4.filmiro.com//09/20/…/4906780649966272557.htmlوشوهرش اختلاف سنی زیاد داشتن مشخص بود اصلا سکس نمیکنن حتی سالی یکدفعه
اینو بعدا فهمیدم ….. جوجو یه بار دیگه دروغ بگی همچین میکنمت ک یه جای داستان رمان
عاشقانه بنویسی …. حتما داستان سکس امیر با مادر و خواهرت رو نشتی؟
 
‎25 ژوئن 2011 … بلند شدم و به سویش رفتم و به طور غیرارادی می خواستم ، آلتم را به آن بهشت گرم و نرم https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/جزوه-با-برکت/وارد کنم ، که او جلویم را گرفت و گفت : تا آن را به حداکثر اندازه نرسانم ، اجازه نمی دهم
که درون من را کشف کند ! و زبانش را به روی لبهایم گذاشت و به درون دهانم لغزاند ، و
شروع کردیم به لب به لب گرفتن ، و درخت تنومند ، هم چنان به رشد خود …
 

سکس من با شاگرد مادرم | داستان سكسي
‎25 ژوئن 2011 … … ولی یه مورد بود که بعد از سکس کردن با اون به خودم میالیدم و باورم نمشد آره کسی که https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/سکس-من-با-شاگرد-مادرم/راه 4 ساله لیسانس رو تو 8 سال بره معلومه چه دانشجوی شیطونی بوده دیگه بگذریم
 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS