دانلول داستان از پشت بغلم کردو گذاشت لاي پام | زد هوم

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » دانلول داستان از پشت بغلم کردو گذاشت لاي پام

دانلول داستان از پشت بغلم کردو گذاشت لاي پام

دانلول داستان از پشت بغلم کردو گذاشت لاي پام
 
‎20 سپتامبر … رفت‌ و منم پشت سرش رفتم که به نهال بگم بره،اما هرچی گشتم نبود،باز این منشی واسه hotgram4.filmiro.com//09/20/…/4906780649966272560.htmlخودش رفت،ایندفه حالشو جا میارم … -نه کیان،می خوام تو بغل عشقم بخوابم … نیوشا با
دیدن این صحنه شروع کرد به جیغ زدن،نهال دستشو گذاشت جلوی دهنشو گفت ساکت
وگرنه خفت می کنم،نیوشا دست و پا میزد،اومدم کنارش وایستادم فاصله …
 
‎16 آوريل … راننده تاکسی که از عقب متوجه شده بود من در ماشین را باز کردم و پام بیرون است، www.stopstreetharassment.org//04/iranian-womens-sh-stories/به‌محض پیاده شدن، آمد من را سوار کرد و گفت من فکر می‌کردم دعوای زن‌وشوهری است … مرد
صندلی پشتی دستش را از لای صندلی من رد کرده بود و باسنم را لمس می‌کرد. برگشتم
و داد زدم. مادرم فقط نگاه کرد. دلم می‌خواست حرف بزند اما هیچ‌چیزی نگفت.
 
‎ميشد كوناشوونو با هم مقايسه كرد. كوونه مامانم دو برابر خواهرم بود. و شلتر از مال خواهرم https://www.looti.net/12_1255_60.htmlبود. روناي مامنم كه نگو. اگه شلوارشونو ورداري كوونه مامانم چون شولتره گنده تر تازه از
ماله خواهرم خيلي گنده تر ميشه. ديگه اصلا نميخواد لاي كونشو از هم وا كرد خود بخود از هم
واميشه. کون مامانم و خواهرم از كونهاي محشره. حالا چطوري ميشه مامان و خواهرمو كرد؟ اولين
حالتش …
 
‎اینقدر چوچولهاش رو لیس زدم تا دوباره به اوج هوس رسید و این منو خوشحال کرد که https://parsv.wordpress.com/تونستم بازم ارضاش کنم اما اون هر بار بیشتر حشری میشد و هوسش برای فروکردن
کیرم رو تو خودش افزایش مییافت .اینبار دو تا پاهاشو گذاشت زمین و حالتی چهار دست
و پا به خودش گرفت .چقدر منظره از پشت کسش زیبا و خواستنی بود . کیرم رو آروم
کشیدم روی …
 
‎25 ژوئن 2011 … نیما تا منو دید بغلم کرد و گفت : خیلی خوشگل شدی عشقم . بدش منو برد طرف … آروم https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/دوست-پسر-وحشیم/دستشو برد توی شورتمو انگشتاشو میمالوند لای پام. … نا خودآگاه اشکم درومد و به
التماس افتادم که توروخدا از پشت نکن خیلی درد داره که بغلم کرد و سرم و گذاشت رو
سینش و با حالت شوک گفت: عشقم من که به زور نمیکنم که اگه تو نخوای.
 
‎12 مارس 2008 … نزديك بود بخورم زمين كه منوچهر سريع اومد طرفم و كمكم كرد و زير بغلم رو گرفت . روي https://dastans3x.wordpress.com/2008/…/من-بچه-مي-خوام-قسمت-پنجم/كير رضا كه قرار گرفتم اجازه دادم شاشم بياد . و با حركت انگشتم رو آلتم سعي مي كردم
شاشم رو كير رضا بريزه . وبعد با كمك منوچهر رفتم طرف حسين و كمي هم رو كيرش
شاشيدم . وقتي كه به محمد رسيدم عمدا كمي خودم رو جلو تر دادم و روي …
 
‎12 مارس 2008 … و آهسته ناله مي كردم وقتي كه زبونش رو تو كسم فرو كرد بي اختيار دستامو گذاشتم رو https://dastans3x.wordpress.com/2008/…/من-بچه-مي-خوام-قسمت-سوم/سرش و آهسته فشارش دادم به خودم اون هم بيشتر زبونشو فرو مي كرد وقتي دو تا از
انگشتاشو فرو كرد تو كسم و تند تند عقب جلو كرد . ديگه داشتم با فشار زياد سينه ها
مو مي ماليدم . كمي بعد آمد رو سينه ام نشست و كير شو گذاشت لاي سينه هام …
 
‎17 نوامبر 2013 … ღ^ پاتوق رمان ^ღ – رمان آدم دزدی به بهانه ی عشق 8 – پاتوق رمان های ایرانی،پاتوق رمان patogh-roman.mihanblog.com/post/266های خارجی,پاتوق رمان های عاشقانه,رمان,دانلود رمان به صورت پی دی اف,پاتوق رمان ها …
لبش و گذاشت روی گردنم و یه بوسه ملایم و طولانی گردنم و کرد . ….. یکدفعه دست
انداخت از کمرم منو کشید طرف خودش و از پشت بغلم کرد و تکیه دادم به خودش .
 
‎16 ا کتبر 2012 … تازه داشت چشمهام گرم میشد که احساس کردم یه چیز نرمی به دستهام برخورد کرد حس https://pastebin.com/GbRnarTTکردم نفر پشتی من با دستاش دستگیره پشت صندلی من رو نگه داشته … شستم رو به
پشت دستش مالیدم دیدم که دستشو کنار نکشید با انگشتهام پشت دستشو نوازش
کردم بازهم دستشو نکشید و در عوض دست دیگه خودشو گذاشت رو دست من چه …
 

وب سایت عاشقی – پارت یازدهم رمان ویدیا
‎28 ژوئن … پارت یازدهم رمان ویدیا. … یهو از پشت موهامو گرفت بلندم کرد ،. برد سمت نرده ها ، کوبیدم به نرده ها و از کمرم خمم کرد . ترسیده به پایین نگاه کردم . کنار گوشم غرید :-
 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS