داستان‏ ‏سکس‏ ‏خانواده‏ ‏صميمي | زد هوم

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان‏ ‏سکس‏ ‏خانواده‏ ‏صميمي

داستان‏ ‏سکس‏ ‏خانواده‏ ‏صميمي

داستان‏ ‏سکس‏ ‏خانواده‏ ‏صميمي
 
‎4 نوامبر 2010 … بريم اصل ماجرا خوانواده ما كلاً يه حالت صميمي و خودماني تر بود يعني همه اعضاي خانواده https://shahvani.com/dastan/خانواده-صمیمیخيلي با هم رفيق و دوست بودند اما در مورد مسائل جنسي يا سكس بي معني بود يعني كلاً
به اين موضوع كسي فكر نمي كردند ويا توجهي نمي كردند.مثلاوقتي كه خواهرام لباس
راحتي و باز مي پوشيدند خيلي معمولي وفكرهاي منفي اصلاً نمي شد كرد .
 
‎درخواست ایجاد یک تاپیک داستان به نام خانواده و دیگران رو دارم موضوع:محارم،سکس با https://www.looti.net/12_8939_1.htmlاشنا،گی تعدا قسمت : ۳۰ تا ۴۰ این داستان به صورت فصل فصل آپلود میشه.هر فصل
داستانش کامل تموم میشه.در حال حاضرم فصل یکش امادس.
 
‎قسمت بیــــستم آنا و شیدا مانتوشونو درآوردن و سیمیا براشون آوریزون کرد، خیلی https://www.looti.net/12_7969_3.htmlمست بودن، هردوپاشدن و رفتن تا برقصن، اینقدر آنا خوشگل و سکسی شده بود که همه
پسرای … اول رفتم مغازه نیما تا جنسامو ازش بگیرم، نیما مغازه لوازم آرایشی داشت، آنا
هم زیاد ازش خرید میکرد و من احمق فکر میکردم صمیمی بودنشون باهم عادیه و خبری
نیست، اما.
 
‎9 آوريل 2008 … سکس دوم من و عموم بعد از جريان فريد و بعدشم عموم ديگه با هيچ پسري نبودم تا اينکه https://dastans3x.wordpress.com/2008/04/09/من-و-عموم-قسمت-دوم/اوايل تابستان شيرين(يکي از دوستاي صميمي اون موقع و الانم) زنگ زد گفت : با
دوست پسرش مي خوان برن بيرون منم … وقتي که ok را از خانواده گرفتم خواستم زنگ
بزنم به کاميار خبر بدم که هر چي زنگ مي زدم گوشي را بر نميداشت.
 
‎18 ژانويه 2008 … سکس خانوادگی ما. ين داستان كاملا» تخيلي بوده و صرفا» جهت سرگرمي خواننده نوشته https://koskirstory.wordpress.com/2008/01/18/سکس-خانوادگی-ما/شده است . سلام ، چند وقتيه با خودم كلنجار ميرم كه بنويسم يا ننويسم . راستش حيفم
اومد كه اين داستانو واستون تعريف نكنم . اونم يه داستان سكس خانوادگي . داستان كه
ميگم منظورم اين نيست كه واقعيت نداره چون واقعيت يا عدم واقعيت اين …
 
‎4 نوامبر 2012 … چند وقت پیش یه روز مادر بزرگ پریوش جون واسم زنگ زد و گفت قراره یه جلسه زنانه dastangadasexey.blogspot.com/2012/11/blog-post.htmlخانوادگی از همین اعضای در جه یک و عروسا بر گزار بشه و از منم دعوت کردن که تو جلسه
اشون باشم . این اولین باری بود که در یک جلسه و به این صورت می خواستم با اونا باشم
. تو این مهمونی همه با هم خیلی خودمونی و صمیمانه بر خورد می کردند و از …
 
‎15 جولای 2010 … بعد از چند مدتی خیلی با خانواده ما صمیمی شده بود و بیشتر وقتا خونه ما بود . یه روز https://iranaks.wordpress.com/2010/…/داستان-سکس-شیرین-با-حمید/صبح تلفن زنگ زدشیرین بود و به مامانم گفت که شیر حموم خراب شده اگه ممکنه حمید
بیاد یه نگاهی بهش بکنه . منم سریع رفتم . وقتی درو باز کرد خشکم زد !!!اولین باری
بود که شیرینو بدون چادرمیدیدم . خیلی موهای قشنگی داشت . موهاش لخت …
 
‎25 آگوست 2011 … من متاهلم وخیلی حشری سکسهای زیادی داشتم واز تنوع در سکس لذت بیشتری میبرم https://6iran.wordpress.com/2011/08/25/1-5/با دیدن فیلمهای سکس گروهی خیلی دوست داشتم تجربه کنم کم کم موقع … بود که با هم
خیلی صمیمی بودیم و راحت وزیاد خونمون میومد پسر خیلی خوب از هر نظر بود وهمسرم هم
شناخت کاملی داشت دو تایی فیلم سکسی میدیدیم و از سکس صحبت …
 
‎سکس گروهی با خواهرم شراره. ژوئیه 10, 2010 بدست parsgfx. سلام.من امیر هستم و 22 https://parsgfx.wordpress.com/2010/…/سکس-گروهی-با-خواهرم-شراره/سالمه. راستش من توی تمام این مدتی که از زندگیم می گذشت هیچ وقت با هیچ زن و دختری
سکس نداشتم و همیشه حسرت یه سکس خوب رو تو دلم داشتم ولی موقعیتش پیش نمی اومد
. اطرافم هم دختر زیاد بود و اولین و نزدیک ترین دختر بهم،خواهر بزرگم شیدا بود.
 

پسر بزرگم وقتی شوهرم خونه نیست بهم تجاوز میکنه :: زندگی برتر
‎12 آگوست 1996 … سلام پسر بزرگم وقتی شوهرم خونه نیست بهم تجاوز میکنه ، پدرش کارمنده و منم خانه دار zbartar.blog.ir/…/پسر-بزرگم-وقتی-شوهرم-خونه-نیست-بهم-تجاوز-میکنهولی قبلا معلم بودم انصراف دادم به دلایلی ، ولی خب همیشه اطرافیان میگن تو جوون
 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS